<"link href="http://www.7upload.ir/uploads/d6984_favicon.ico"rel="shortcut icon> عموجون بهناز


  موضوعات وبلاگ 
 

  لینکستان 

  نویسندگان همکار 

  امکانات جانبی 
مرجع کد آهنگ

手書き風マウスカーソル

فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز
دریافت کد حرکت متن بهناز body, a, a:hover {cursor: url(http://upload7.ir/images/69493731231599035566.jpg), progress;}



 
 
 

 سلام بچه ها 

 

شما میتونید با شماره گیری 9099072345 با تلفن هوشمند عموپورنگ تماس بگبرید و از جایزه هم بهره مند بشید زنگ بزنیدا عمو منتظره


 
comment
نظرات ()

نویسنده : بهناز شمس - ساعت ٦:٠٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٦/٢٢
 
 

به نام خدا 

 

سلام به عموجون و دوستای گلم

 

عمووووو من میخوام یه خاطره براتون

 

تعریف کنم امیدوارم خوشتون بیاد 

 

عمو چندوقت پیش که رفته بودیم 

 

شیراز بابام و خواهرم از تو کوچه یه

 

جوجه کبوتر پیدا کردن که خیلی ناز 

 

بود ولی نمیدونم یا سگ یا گربه

 

گازش گرفته بود بالش زخم شده بود

 

انقدر معصوم نگامون میکرد که دلمون

 

کلی واسش سوخت بابام بهش 

 

غذا داد  و به ما گفت فعلان بهش دست

 

نزنید از کجا معلوم ممکنه مریض شده باشه

 

ما هم مجبور بودیم فقط نگاش کنیم

 

حدود یکی دو هفته که گذشت بالاخره 

 

ما اجازه پیدا کردیم بهش دست بزنیم

 

و نازش کنیم ولی عموجون تو این مدت 

 

چون فقط بابام بهش آب و غدا میداد

 

فقط پیش بابام احساس امنیت میکرد

 

وقتی هم که ما بهش دست میزدیم نوکمون

 

میزد اونم چه نوکی انگار میخواست 

 

پوستمونو بکنه که اونم بالاخره 

 

بهمون عادت کرد اما من از بس میرفتم 

 

پیشش بهش غذا میدادم الان دیگه به من عادت کرده

 

وقتی از جلوش رد میشم پشت سرم راه میفته

 

بعد هروقت بهش غذا میدم و نازش میکنم

 

شروع میکنه بالاشو تکون میده برام

 

بابام میگه فکر میکنه مامانشی چون اینکارو

 

فقط برای مامانشون میکنن

 

عموجون فکرشو بکنید جوجه کبوتره فکر میکنه من مامانشم

 

خوب عموجون امیدوارم حوصلتون سر نرفته باشد 

 

پس تا یک خاطره دیگه خدا یار و نگهدارتون

 

پ.ن:راستی عمو یادم رفت بگم این جوجه ما یه عادت بدی داره اونم اینه که باید موقع 

 

غذا نازش کنی تا غذا بخوره و به شدت بازیگوشه


 
comment
نظرات ()

نویسنده : بهناز شمس - ساعت ۱۱:۳۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٥/٢۸
 
 

بهترینها همیشه میمانند شاید جلو چشم نباشند اما در دل ماندگارندلبخندعمو شما بهترررینیچشمک


 
comment
نظرات ()

نویسنده : بهناز شمس - ساعت ۱٢:۱٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٥/٢۳
 
 

به نام خدا 

سلام به همه بچه ها مخصوصا به عمو جون خودم

 

اول اینکه عموجون این عکس رو خودم درست کردم 

 

و اگه خوب نشده منو ببخشید چون این اولین 

 

کار منه که درست کردم انقدر ازاینا 

 

میسازم که بالاخره تو کارم مهارت پیدا کنم

 

اما هر چی باشه من مثه شما و بقیه دخترا و

 

پسرای شما نمیشمخجالت.عموجون بریم سر

 

اصل مطلب، عمو چند وقت بود که از بعضیا که

 

راجع به برنامه جدید میپرسیدیم فوری انتقاد میکردن

 

هر چی هم من و بقیه بچه ها باهاشون حرف میزدیم

 

بلکه قانع بشن اما هیچ افاده ای نمیکرد ناراحت

 

تا بالاخره شما تو مطلب جدیدی که 

 

لطف کردید گذاشتید حرفی رو که ما سعی داشتیم

 

بگیم اما کسی گوش نمیکرد رو گفتید چشمکچشمک. عموجون 

 

بعضیا میزان توقعشون بیش از حد بالاست

 

و انتظار دارن اگه قراره کسی یه کاری 

 

بکنه از اولش درست و بی عیب و نقص

 

اون کار و انجام بده که خیلی هم بده به نظر من

 

عمو جون تازه بعضی از سایتا هستن که اومدنو کلی از 

 

برنامه شما انتقاد کردن مثلا گفتن این که میان اول 

 

برنامه عمو پورنگ یه کتاب میگیره دستشو

 

اون کتاب راجع به یه شهری شعر و آواز میخونه

 

بعد راجع به همون شهر توضیح  میده 

 

اصن به درد بچه ها نمیخوره!!!؟؟

 

خودمونیم عمو حرف از این الکی تر 

 

تا حالا شنیده بودید من که نشنیده بودم 

 

حالا عمو این بخشرو حذف نکنیدا 

 

به درد هر کی نخوره به درد من خیلی میخوره

 

عمو انقدررررررر چیز یاد گرفتم من تو همین بخش

 

عمو امیدوارم این برنامه هم مثه برنامه1616

 

بالای 98 درصد مخاطب رو جذب کنه اصن 100 درصد

 

مخاطب رو جذب کنه تا اونایی که چش ندارن موفقیت شما رو 

 

ببینن حالشون سرجاش بیاد که وقتی بخوان با عموجووووون ما 

 

کل کل کنن با کل بچه های ایران باید کل کل کنند

 

امیدوارم سرتونو درد نیاورده باشم عمووووجونم

 

به امید موفقیت هر چه بیشتر شما 

 

بای بایخدا نگهدارتونبای بای

 


 
comment
نظرات ()

نویسنده : بهناز شمس - ساعت ۱٠:٥٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٥/٢۱
 
 

به نام خداوند جان و خرد

سلااام عمو خوبی؟خوشی؟سلامتی؟

عموجون من این وبلاگو فقط برای شما ساختم و امیدوارم روزی بهش سر بزنید

و از این جا خوشتون بیادو بازم سر بزنید . عموجون من یه خواهر کوچیکتر از خودم دارم

که اونم مثه من آرزوشه که شما رو ببینه و اگه شد بیاد تو برنامه اما هر کاری کردیم بی

نتیجه بوده . عموجون من هرچی از بدشانسیم بگم کم گفتم . یه بار تشریف آوردید

شیراز و باشگاه حافظیه اومدیم ببینیمتون اما اونقدر جای نشستن ما از شما دور بود که

صداتونم به زور قابل شنیدن بود . این از بار اول . بار دوم موقعی که ما داشتیم از شیراز

اسباب کشی میکردیم معلوم شده بود که شما دوباره اومدین شیراز برای برنامه خوشا

شیراز اینم بار دوم . بار سوم همین حدود یک ماه و نیم پیش بود که دوباره اومدین

خوشاشیراز و ایران لند این بار من و خواهرمو مامانم اومدیم باورتون میشه 15 هزار

تومان پول تاکسی تلفنی دادیم با کلی ذوق و شوق که آرزومون داره برآورده میشه

اومدیم . اما چه اومدنی اگه تو خونه مونده بودیمو از تلویزیون نگاه کرده بودیم حداقل

از تو تلویزیون میتونستیم ببینیمتون اما اونجا نه تنها نتونستیم ببینیمتون بلکه

هم تصویر و هم صدای شمارو از اون تلویزیونی که مثلا برای افراد بیرون گذاشته بودن

قطع کردن.عمو شما که خودتون تو کار کودکینو روزانه با بچه های زیادی سرو کار دارین

خودتونو بزارین جای بچه های  بیرون سالن وقتی که همش با پارتی بازی آقای حسینی

مسول اونجا از هرکی خوشش میومد راش میداد بعدم به دروغ به ما میگفتن بزارید

ساعت12:30 که شد میتونین برین داخل پیش عموپورنگ . عمو دوساعت تمام مارو

پشت در کاشتن تا شد ساعت12:30 اما زهی خیال باطل . نمیدونم عمو از ماجراهای

پشت درهای بسته ی اونجا خبردار شدین یا نه . یا انبوه جمعیت رو دیدین یا نه .عمو

نمیدونین که چقدر دلم برای بچه کوچولوهای اونجا میسوخت که نمیتونستن شمارو

ببینن اما کلی گریه میکردن و با گریه میخواستن شمارو ببینن . عمو جون نمیگم آرزومون

برآورده شد نه.اما جایی که ما وایساده بودیم تونستیم شمارو از پشت شیشه موقعی

که سوار اون وسیله آبپاشی شدید ببینیم . اما از دورادور . عمو امیدوارم از بعضی از

حرفایی که زدم شمارو ناراحت نکرده باشه اما اینا دردودلای خیلی از افراد اونجا بود

بعضی ها حرف هایی زدن به شما که امیدوارم شما در صورت شنیدن ناراحت نشده

باشین عموجون . عموجون نمیدونین که بعد از زدن این حرفا چه قدر خالی شدم

امیدوارم این وبلاگ باعث شه بالاخره آرزوی منم برآوده شه.

خدانگهدار 

 


 
comment
نظرات ()

نویسنده : بهناز شمس - ساعت ۱۱:٥٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٥/۱٦
 
 

فرشتهبه نام خداوند بخشنده مهربانفرشته

سلام به همه عموپورنگیای گل گلاب از این که به این وبلاگ سر زدید

واقعا تشکر میکنم وممنونم بغل   من در این وبلاگ به زودی مطالبی راجع به

بهترین عموی دنیا گذاشته میشهمنم تمام سعیمو میکنم که بهترین

مدیریتو داشته باشم  خوب امیدوارم با سر زدن به اینجا دقایقی را خوش

سپری کنید  و اگه مشکلی بود به من با نظراتتون یادآور بشید 

به امید پیدا کردن دوستای خوب پورنگی 

بای بایخدانگهداربای بای


 
comment
نظرات ()

نویسنده : بهناز شمس - ساعت ۱۱:٢۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٥/۱٥
 
 
بنام خدا

كاربر گرامي

با سلام و احترام

پيوستن شما را به خانواده بزرگ وبلاگنويسان فارسي خوش آمد ميگوييم.
شما ميتوانيد براي آشنايي بيشتر با خدمات سايت به آدرس هاي زير مراجعه كنيد:

http://help.persianblog.ir براي راهنمايي و آموزش
http://news.persianblog.ir اخبار سايت براي اطلاع از
http://fans.persianblog.ir براي همكاري داوطلبانه در وبلاگستان

در صورت بروز هر گونه مشكل در استفاده از خدمات سايت ميتوانيد با پست الكترونيكي :
support[at]persianblog.ir

و در صورت مشاهده تخلف با آدرس الكترونيكي
abuse[at]persianblog.ir
تماس حاصل فرماييد.

با تشكر

مدير گروه سايتهاي پرشين بلاگ
مهدي بوترابي

http://ariagostar.com
 
comment
نظرات ()

نویسنده : پرشین بلاگ - ساعت ۱۱:٢٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٥/۱٥